برچسب: نویسنده: مهتاب میرزاده تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 13:29
دیدار معنوی مثنویدر سوگِ سهراب (بخش پنجم)(نخستین نبرد)(برگزیده ابیات )یکی تنگ میدان فرو ساختند به کوتاه نیزه، همی بافتند*به شمشیرِ هندی بر آویختند همی زآهن آتش فرو ریختند گرفتند زآن پس عمودِ* گرانغمی* گشت بازوی کُند آوران*تن از خَوی* پر آب و همه کام خاکزبان گشته از تشنگی چاک چاکیک از یکدگر ایستادند دورپُر از درد باب و پُر از رنج پور ...*نیزه بافتن؛ نیزه پیچاندن،« عبارت از آنست که نیزه بازان پیش از ارادهٔ جنگ، نیزه بازیکنند و دست و پا را گرم سازند.» (از آنندراج) به نقل از لغتنامه دهخدا) ــ *عمود؛ گرزغمی گشتن؛ سست شدن، خسته شدن ـ* کُندآور؛ گُندآور، دانا و پهلوان ـ*خَوی؛عرق. آنگاه فردوسی با غم و درد، از کار جهان و بازی تقدیر می نالد: جهانا !* شگفتی ز کردارِ توست هم از تو شکسته؛ هم از تو دُرُست ازین دو ؛ یکی را نجنبید مهرخرد* دور بُد، مهر ننمود چهر همی بچّه را باز داند ستورچه ماهی به دریا، چه در دشت گورنداند همی مردم* از رنج و آزیکی دشمنی را ز فرزند باز ...* جهان؛ گیتی، مجموعهٔ زمین و آسمانها و اختران. درحکمت باستانی، چنین می اندیشیدندکه خداوند، سرشت و سرنوشت موجودات زمینی ــ از جمله آدمی ــ را به جهان و گردشافلاک و دورِ زمانه واگذار کرده است. بنا بر این اگر حکمی ظالمانه بر کسی برود، مسئولِآن خداوند نیست بلکه « گردون» است. پس اعتراض را بر«جهان» می کردند تا نزد جهانداربه کفرگویی متهم نگردند . در ابیات بالا نیز فردوسی «جهان» را مقصِّر این بدبختی می داند. می فرماید حیواناتِ بی عقل هم از روی غریزه فرزند خود را به جا می آورند؛ آخرآدمی چه آفریده ای ست که بر شعور و عقل خود می بالد؛ ولی وقتی حرص بر وی غلبه کند؛ بصیرتاو کور می گردد. سهرابِ جوان را سودای نام آوری و رستم پیر را ترسِ از دست
برچسب: نویسنده: مهتاب میرزاده تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 13:29
برچسب: نویسنده: مهتاب میرزاده تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 16:15